جلال الدين الرومي
300
فيه ما فيه ( فارسى )
اصل و ( ح ) كه مستند اين طبع است بهطور واضح بالاى همزه ضمّه گذارده است و چون در قيصريّه نيز موضعى به نام ابروق هست مراد ياقوت مشخّص نيست كه ابروق از ضمائم قونيه يا قيصريّه است . ( 112 ) س 19 ، « اما منازل دريا الخ » اين مضمون را در مثنوى بدين بيان تقرير مىفرمايد : تا لب بحر اين نشان پاىهاست * پس نشان پا درون بحر لاست باز منزلهاى خشكى ز احتياط * هست دهها و وطنها و رباط باز منزلهاى دريا در وقوف * وقت موجش نى ستون و نى سقوف نيست پيدا اندر آن ره پا و گام * نى نشانست آن منازل را نه نام ص 499 ، س 17 به بعد ) . ( 113 ) س 19 ، انطاليه : به فتح اوّل و سكون ثانى و به لام مكسور قبل از ياء تحتانى شهريست در جنوب غربى انقره بر كنار بحر الرّوم و آن را با انطاكيه ( با كاف ) واقع در مغرب حلب اشتباه نبايد كرد . ( 114 ) ص 63 ، س 8 ، « الدّنيا مزرعة الآخرة » حديث نبوى است و در كنوز الحقائق ( ص 64 ) به نقل از مسند الفردوس مذكور است و مؤلّف اللؤلؤ المرصوع از سخاوى ( شمس الدّين متوفّى 902 ) نقل مىكند كه اين حديث را مسندا نيافته است اللؤلؤ المرصوع ص 36 . ( 115 ) س 19 ، « عيسى عليه السّلام بسيار خنديدى » اين حكايت در نوادر الاصول تأليف محمّد بن على حكيم ترمدى از اكابر صوفيّه به صورتى مخالف آنچه در فيه ما فيه مىبينيم روايت شده است و هى هذه : و روى ان يحيى بن زكريا عليهما السّلام اذ القى عيسى ( ع ) بدأ بالسّلام فسلّم عليه و كان لا يلقاه الّا باشّا مبتسما و لا يلقى عيسى الّا محزونا شبه الباكى فقال له عيسى انّك تبسم تبسّم رجل يضحك كانّك آمن فقال يحيى انّك تعبس تعبّس رجل يبكى كانّك آيس فاوحى اللّه تعالى الى عيسى انّ احبّكما الىّ اكثر كما تبسّما - و در حاشيه روايتى مطابق با متن حاضر نقل شده و محشّى گفته كه اين روايت صحيحتر است . نوادر الاصول ، چاپ آستانه ، ص 245 . ( 116 ) ص 63 ، س 13 ، « انا عند ظنّ عبدى بى » حديث قدسى است و ذيل آن را به دو صورت كه لفظا مختلف و معنى متّفق است روايت كردهاند و هر دو روايت را در جامع